تبليغاتX
پسر آذر پسر آتش
پسر آذر پسر آتش
افسوس که قصه ی مادر بزرگ درست بود همیشه یکی بود ، یکی نبود ! 
قالب وبلاگ

پیدا شد

اینجا هم پیدا شد به زودی یا تصمیم میگیرم ننویسم یا رمز دار یا جای دیگه

احتملا آدرس رو عوض کنم

به دوستانی که بلاگ دارن خودم آدرس جدید رو میدم فقط آبجی آوین مهربونم شما بگو چجوری آدرس رو بهت بگم

[ سه شنبه 5 اردیبهشت1391 ] [ 9 بعد از ظهر ] [ پدی سکولار ] [ ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

پدی هستم یکمی پرحرفم
زود رنجم خیلی احساساتی
اعصاب ندار
دیوونه
خل و چل
خدا 20 کرمانشاه 19
**********
زمزمه رسیدنه پشت سکوت جاده ها
چندتا قدم مونده فقط...بخاطر خدا بیا
خسته ای کوله بارتو روی شونه های من بذار
راه زیادی اومدیم طاقت بیار طاقت بیار
نگو شکستی نگو بریدی منم مثل تو دلم گرفته
باید بمونی طاقت بیاری تو روزگاری که غم گرفته
وصیت نامه

بعد مرگم نه به خود زحــمت بسیار دهید
نه به من بر سـر گور و کفن آزار دهید

نه پی گورکن و قاری و غسال رویـــد
نه پی سنگ لحد پــول به حجار دهید

به که هر عضو مرا از پس مرگــم به کسی
که بدان عضو بود حاجت بسیار دهید

این دو چشمان قوی را به فلان چشــم‌چران
که دگر خوب دو چشمش نکند کار دهید

وین زبان را که خداوند زبان‌بـازی بود
به فلان هوچی رند از پی گفتـار دهید

کله‌ام را که همه عمـــر پر از گچ بوده‌است
پاک تحویل علی اصغر گچکار دهیــد

وین دل سنگ مرا هم که بود سنگ سیـــاه
به فـــلان سنگ‌تراش سر بازار دهید

چانه‌ام را به فلان زن که پی وراجی است
معده‌ام را به فلان مرد شکمخوار دهید

در سر سفره خورَد فاطمـه، بی‌دندان، غم
به که دندان مرا نیز بــدان یار دهید

ابوالقاسم حالت

****************************
من همان طوفان سبزم ... آرشم من ..كوه را در مي نوردم .. .من به اوج قله البرز جاي مرز ايران .. تير بر قلب سياه نانجيبان مينشانم ... بابكم من .. من ابومسلم ...سيه پوش عزيزان شهيدم ..من همان طوفان سبزم .. من همان يعقوب ليثم .. مازيارم ..من زنسل قوم پاك سربدارم .. من همان طوفان سبزم .. رنگ سبز پرچم ايران زمينم ..گرچه با خون پيكرم غسل شهادت را گرفته ... من سراپا خشم و لبريز اميدم .. سرخ موي رو سفيدم .. من همان طوفان سبزم .. كاوه آهنگرم من .. رنگ سبز من درفش كاويانم ... در بلندي غرور و همت و آزاد مردي .. از زمين تا آسمانم ... اي ندا اي خواهر من ... آه اي همرزم من ... اي آسماني ... ديدم از خون گلويت چهره ات را ارغواني .... اي نداي سرزمينم ... اي حضورت جاوداني . چشمهايت بهت حيرت با زبان بيزباني ... آخرين طرز نگاهت بود آزادي .... جواني .....
****************************
قسم به بوسه آخر، قسم به تیر خلاص

قسم به خون شقایق، نشسته بر تن داس

قسم به آتش پنهان به زیر خاکستر
قسم به ناله مادر، قسم به بغض پدر

قسم به مشت برادر، قسم به خشم رفیق
قسم به شعله کبریت و قسم به خواب حریق

قسم به بال پرستو، به عطر فروردین
قسم به نبض ترانه، قسم به خاک زمین

که خون‌بهای تو خون سیاه جلاد است
سکوت دامنه در انتظار فریاد است

که خون‌بهای تو اتمام این زمستان است
طنین نام تو در ذهن هر خیابان است

****************************
من ایرانیم از تباران پاک
مخوانم دگر باره خاشاک و خاک

اگر خاک باشم،دُر و گوهرم
که اندیشه ساز و هنر پرورم

در آن جنگ مردانه ، آن هشت خوان
گذشتم ز آتش مرا خس مخوان!

حقارت کجا و سیاوش کجا؟
خس و خار و خاشاک و آتش کجا؟