تبليغاتX
پسر آذر پسر آتش

پسر آذر پسر آتش
اشرار دود ندارند،سوز دارند.آرام باشید و وحشی
قالب وبلاگ
درود بر همگی

اینقدری بی تفاوت شدم به زندگی که دیگه حوصله نوشتن اینجارو هم ندارم

شما امیدوارم خوش باشین

نلی اومد چند روزی خوب بود خوش گذشت 

نشستم درس میخونم امتحانام خوب بشه :دی

دو روزه یکی هست میزنگه نمیگه کیه مملکته داریم؟

چقدر کنفرانس تلفنی خوبه امتحان کردید؟

اینم چندتا عکس   فقط کافیه آبجیتونو اذیت کنید تا این بلایی که سر دست من اومده  واسه شما هم پیش بیاد

[ سه شنبه 6 دی1390 ] [ 6 بعد از ظهر ] [ پدی آلوین ]
درود بر همگی خوبین؟

من که خوب نیستم این ترم هیچی نخوندم اعصابم از دست خودم خورده بخدا نه درس خوندم نه کار مفیدی کردم

خرج هام زیاد شده اما فایده ای ندارم

ریختم بهم با ندا هم که  چی بگم تقریبا جدا شدیم اینم یه مشکل دیگه خلاصه تولدم هم که با یه مشکلاتی روبرو شدم

اگه یه چند روزی نبودم یا حسشو نداشتم یا مردم دیگه نیستم

کادوهای غیر نقدی تولدم ایناس   نقدی ها که گفتم 200تومن شد از طرف مامی ددی  نلی و سارا دختر خالم

ادکلن که مازی داد:

آلبوم و کتاب و کارت که آبجی هدی داد بهم:

بدرود

[ سه شنبه 22 آذر1390 ] [ 3 بعد از ظهر ] [ پدی آلوین ]
سلام خوبین؟

یکمی داغونم امروز تولدم بود

زیاد حالم خوب نیس اینم عکساش فعلا اما نمیدونم تا کی


ادامه مطلب
[ یکشنبه 20 آذر1390 ] [ 0 قبل از ظهر ] [ پدی آلوین ]

قصه عشقی که میگم
عشق لیلای مجنونِ

با یه روایت دیگه
لیلی جای مجنونِ

مجنون سرِ عقل امده
شده آقای این خونه

تعصب و یه دندگیش
کرده لیلی رو دیوونه

اما لیلی بی‌مجنونش
دق میکنه میمیره

با یه اخم کوچیک اون
دلش ماتم می‌گیره

میگه باید بسازه اون
این مثل یه دستوره

همین یه راه مونده واسش
چون عاشقِ مجبوره

زوره، عشق تو زوره
احساس همیشه کوره

هرجا خودخواهی باشه
انصاف از اونجا دوره

عاقبت این لیلی ما
مثل گل های گلخونه

تو قاب سرد شیشه‌ای
پژمرده و دلخونه

حکایت عشق اونا
مثل برف زمستونه

اومدنش خیلی قشنگ
آب کردنش آسونه

قلب تو خالی از عشق و
بی نور و سوت و کوره

عاشق کشی مرامت
نگات سرده و مغرور

عشقو ببین توی نگاش
از کینه‌ی تو دوره

یه کاری کن تو هم براش
چرا عاشقیتم زوره

زوره، عشقِ تو زوره
احساس همیشه کوره

هرجا خودخواهی باشه
انصاف از اونجا دوره

زوره، عشق تو زوره
احساس همیشه کوره

هرجا خودخواهی باشه
انصاف از اونجا دوره
[ جمعه 18 آذر1390 ] [ 10 بعد از ظهر ] [ پدی آلوین ]

پرم از درد دلتنگی واسم راهی نمیمونه
تو که خوب و خوشی بی من، بدون تو دلم خونِ

دلم خونِ، دلم خونِ، وجودم بی تو داغونه
دلم خونِ
نمی‌دونه نمی‌دونه کسی حالمو جز خدا نمی‌دونه
دلم خونِ

دلت قرصه که من هستم که دنیامو به تو بستم
که هر وقت مشکلی باشه برای تو دمِ دستم
ولی من چی کیُ دارم که مثل خود من باشه
که هر وقت عشق رو کم دارم مثل معجزه پیدا شه

دلم خونِ، دلم خونِ، وجودم بی تو داغونه
دلم خونِ
نمی‌دونه نمی‌دونه کسی حالمو جز خدا نمی‌دونه
دلم خونِ

تو که نیستی پریشونم، دلم خونِ
هراسونم و هیرونم و دیوونه

دلم خونِ، دلم خونِ، وجودم بی تو داغونه
دلم خونِ
نمی‌دونه نمی‌دونه کسی حالمو جز خدا نمی‌دونه
دلم خونِ
[ جمعه 18 آذر1390 ] [ 10 بعد از ظهر ] [ پدی آلوین ]

رفیق،همسنگر،زخمی،خسته،چراغ،امی​د،فریاد،نعره،عاصی،یاغی،طاغی

دانشجو
روز غریبت مبارک

[ چهارشنبه 16 آذر1390 ] [ 9 بعد از ظهر ] [ پدی آلوین ]

آوخ! هنوز زخمیم و رنج می برم

دنیا هر آنچه داشت بلا ریخت بر سرم

مردم چه می کنند که لبخند می زنند

غم را نمی شود که به رویم نیاورم

قانون روزگار چگونه ست کین چنین

درگیر جنگ تن به تنی نا برابرم

تو آنقدر شبیه به سنگی که

مدتی ست از فکر دیدن تو ترک می خورد سرم

وامانده ام که تا به کجا می توان گریخت

از این همیشه ها که ندارند باورم

حال مرا نپرس که هنجار ها

مرا مجبور می کنند بگویم که "بهترم"

[ یکشنبه 13 آذر1390 ] [ 11 قبل از ظهر ] [ پدی آلوین ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

پدی هستم یکمی پرحرفم
زود رنجم خیلی احساساتی
اعصاب ندار
دیوونه
خل و چل
خدا 20 کرمانشاه 19
**********
زمزمه رسیدنه پشت سکوت جاده ها
چندتا قدم مونده فقط...بخاطر خدا بیا
خسته ای کوله بارتو روی شونه های من بذار
راه زیادی اومدیم طاقت بیار طاقت بیار
نگو شکستی نگو بریدی منم مثل تو دلم گرفته
باید بمونی طاقت بیاری تو روزگاری که غم گرفته
وصیت نامه

بعد مرگم نه به خود زحــمت بسیار دهید
نه به من بر سـر گور و کفن آزار دهید

نه پی گورکن و قاری و غسال رویـــد
نه پی سنگ لحد پــول به حجار دهید

به که هر عضو مرا از پس مرگــم به کسی
که بدان عضو بود حاجت بسیار دهید

این دو چشمان قوی را به فلان چشــم‌چران
که دگر خوب دو چشمش نکند کار دهید

وین زبان را که خداوند زبان‌بـازی بود
به فلان هوچی رند از پی گفتـار دهید

کله‌ام را که همه عمـــر پر از گچ بوده‌است
پاک تحویل علی اصغر گچکار دهیــد

وین دل سنگ مرا هم که بود سنگ سیـــاه
به فـــلان سنگ‌تراش سر بازار دهید

چانه‌ام را به فلان زن که پی وراجی است
معده‌ام را به فلان مرد شکمخوار دهید

در سر سفره خورَد فاطمـه، بی‌دندان، غم
به که دندان مرا نیز بــدان یار دهید

ابوالقاسم حالت

****************************
من همان طوفان سبزم ... آرشم من ..كوه را در مي نوردم .. .من به اوج قله البرز جاي مرز ايران .. تير بر قلب سياه نانجيبان مينشانم ... بابكم من .. من ابومسلم ...سيه پوش عزيزان شهيدم ..من همان طوفان سبزم .. من همان يعقوب ليثم .. مازيارم ..من زنسل قوم پاك سربدارم .. من همان طوفان سبزم .. رنگ سبز پرچم ايران زمينم ..گرچه با خون پيكرم غسل شهادت را گرفته ... من سراپا خشم و لبريز اميدم .. سرخ موي رو سفيدم .. من همان طوفان سبزم .. كاوه آهنگرم من .. رنگ سبز من درفش كاويانم ... در بلندي غرور و همت و آزاد مردي .. از زمين تا آسمانم ... اي ندا اي خواهر من ... آه اي همرزم من ... اي آسماني ... ديدم از خون گلويت چهره ات را ارغواني .... اي نداي سرزمينم ... اي حضورت جاوداني . چشمهايت بهت حيرت با زبان بيزباني ... آخرين طرز نگاهت بود آزادي .... جواني .....
****************************
قسم به بوسه آخر، قسم به تیر خلاص

قسم به خون شقایق، نشسته بر تن داس

قسم به آتش پنهان به زیر خاکستر
قسم به ناله مادر، قسم به بغض پدر

قسم به مشت برادر، قسم به خشم رفیق
قسم به شعله کبریت و قسم به خواب حریق

قسم به بال پرستو، به عطر فروردین
قسم به نبض ترانه، قسم به خاک زمین

که خون‌بهای تو خون سیاه جلاد است
سکوت دامنه در انتظار فریاد است

که خون‌بهای تو اتمام این زمستان است
طنین نام تو در ذهن هر خیابان است

****************************
من ایرانیم از تباران پاک
مخوانم دگر باره خاشاک و خاک

اگر خاک باشم،دُر و گوهرم
که اندیشه ساز و هنر پرورم

در آن جنگ مردانه ، آن هشت خوان
گذشتم ز آتش مرا خس مخوان!

حقارت کجا و سیاوش کجا؟
خس و خار و خاشاک و آتش کجا؟
امکانات وب